
این کتاب دهمین اثر عاشقانه ی ناصر پروانی است و توسط انتشارات سخنوران به چاپ رسیده است.
در مقدمه این کتاب می خوانید:
مقدمه:
تصویر می بافم، مجسمه میخوانم، شعر نقاشی میکنم، آواز می تراشم ، سیاه مشق می نوازم و نقاشی می سرایم مانند زمانی که تو می آمدی و من چشمهایت را بغل میکردم ، دست هایت راشانه میکردم، نفس ت را لمس میکردم، موهایت را می شنیدم را و آغوشت را میبوسیدم.
همه ی این کارها را تو میکردی و گاهی شعر ادای تو را در می آورد.
به لطف تو و شعر، خیال زندگی میکنم و احساس تنفس میکنم. اگرچه سخت است، نفس های احساسی سخت می گیرد در هوای آلوده ی شهر ما و زندگی خیالی زود به واقیعت می بازد.
اینجا همه منطقی منطقی هستند، چه کنیم "من" و "تو" و "شعر" هر سه احساسی احساسی. تنها مانده ایم در بینِ این تن ها
به لطف قلم بار دیگر خط خطی های شفافِ احساسم رنگِ بودن گرفت. شاید امروزی تر است جنس این کتاب ، جنس واژه ها نو تر است ولی من و تو و شعر قدیمی تر شده ایم.
به دیگران شعر هدیه کنیم
ناصرپروانی(پروانه)
ما را در سایت ناصر پروانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 101