غزلی از ناصر پروانی به مناسبت درگذشت افشین یداللهی
لب را به جرم بوسه اي،محکومِ دندان میکنم
آغوش سبزم بعد تو،همچون بیابان میکنم
عشق تو نه آغاز داشت،نه آخر ونه عاقبت
دیگر از امشب عشق را،تسلیم پیکان میکنم
این اشک نیست ازچشم من،میبارد امشب روی دل
شاید که دارم با غم ات،تمرین باران میکنم
یک شعرِ بي احساس را،با حسِ تو جان ميدهم
یک مصرع کوتاه را،با تو چو دیوان میکنم
تابوت احســاس مرا،بر روی شانه می بَرَند
بعد از تو من این خاک را،با شعر مهمان میکنم
سنگی نمانده تا که بَند،گردد به روی سنگ دل
من هم دل چون سنگ خویش،پس سنگباران میکنم
#پروانه این تقدیر تلخ،شاید ز طعم قهوه بود
پس من هم این تقدیر را،تقدیم فنجان میکنم
#ناصرپرواني

ما را در سایت ناصر پروانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 76