
شد اشک هایم مستجاب، دیگر دعا لازم نبود
با من غریبه گشته ای، چون آشنا لازم نبود
رنگِ دلِ این کوچه ها، تنهایی بی انتهاست
دوری شده تقدیرشان، تقدیرِ "ما" لازم نبود
پیراهنم بر شانه اش، افتاده مُهرِ بوسه ات
آغوشِ من تسخیر توست، مُهرِ شما لازم نبود
با جای خالی خودت، عمری مرا دادی فریب
آنقدر هستم ساده که، این نقطه ها... لازم نبود
حال و هوا پاییزی است، بارانِ نم نم هم رسید
با بودنت من عاشقم، حال و هوا لازم نبود
یک عاشقانه گفته ام، شد هفت بیت، یعنی غزل
من را ببر تا خانه ات، "بیتِ" جدا لازم نبود
دارد سپیده می زند، پروانه رو به قبله است
طی شد اگر وقتِ نماز، دیگر قضا لازم نبود
ناصر پروانی
ما را در سایت ناصر پروانی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 273